اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
171
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
آنان مىتابد ، همواره چشم پوشيده و روگردان مىشوند . بر خلاف ايرانيان كه اگر روشنايى ضعيفى از هر طرف كه باشد ، بهنظر درآورند ، فورا بسرعت تمام به جانب آن روان شوند . از براى آنان آگاهى و تعليم ، اولين چيزى است كه خود را محتاج بدان مىدانند و نخستين شيئى است كه كمال اشتياق را بر حالش دارند ، ملاحظهء اين فقرهها ، باعث آن شد كه در سابق گفتيم . اگر ايرانيان همسايهء فرنگستان بودند ، حال مدتى بود كه نهايت ترقّى و آگاهى را يافته بودند . پس اگر ايرانيان توانستندى بىمشقت و خطر از خاك عثمانى گذشته و به فرنگستان به سهولت سفر نمايند ، و يا آنكه اگر سرحد ايران تا سواحل درياى سياه مىرسيد ، اين دريا از براى همهء ملل دنيا آزاد بود و در اثناى چند سال ، ملّت ايران نظير و مثل فرنگستان مىشد و مشكلات با وجود كمال قدرت در طبيعت آنان نمىتوانست مانع از ترقّى ايشان شود . در زمان صفويه كه عقد مراودهء تجارتى ما بين آنها بود ، يا به توسط خليج فارس و از راه محيط بسته ، [ دادوستد ] انجام مىشد . اگر اين عقد مراوده بعلّت انقلابات ايران به زودى انحلال نمىيافت ، صنايع اروپا ، نخست در اصفهان جايگير شده ، و بعد در ساير شهرها منتشر شده بود . چند سالى است كه دريانوردى و فنون بحريه و رياضى و نجوم و هيأت جديده و فن طبابت و ساير علوم متداوله در فرنگستان ، در ايران رونق و شهرت زياد گرفته است و باعث افتخار آنان و خجالت عثمانيان شده است . بسيارى از صنايع قديمه در ايران به درجهء كمال است كه هنوز در مهد صبر غنوده و محتاج به تكميل است . بسى هم در صنايع كه هنوز گوشزد آنها نشده و بالكه بر آنها مجهوليت باشد . « فن كندهكارى » در ايران [ ظاهرا ] معدوم است . غير از بعضى تزيينات چوبى در داخل عمارات ، در چيز ديگرى نيست . امّا « فن معمارى » بسيار ساده و ظريف و بسيار منظّم و مرتبتر از مملكت عثمانى و موافقتر به نسبت آبوهواى آنجاست . سقف اطاق را چنان به حسن بنا و زينت ، گرانبها سازند كه موجب تعجب شخص مىشود . معماران فرنگستان بر ايرانيان اعتراض كنند كه در سقف يك عمارت ، دوچندان برابر آن عمارت مخارج كنند . معماران ايران بر اروپاييان عيب گيرند كه مخارج گزافى در بيرون عمارت كرده و تزيينات خارجى را بر اسباب استراحت و نشيمن داخلى ترجيح مىدهند ، و بيست بار بيشتر از ايرانيان در عمارتى خرج مىكنند . ايرانيان صنعت طاق زدن را به نهايت رسانيدهاند . از آنجا كه چوب در ايران گران و كمياب است ، از آن صرفنظر كنند و يا به قسمى - بالكلّه مخالف آنچه مىدانيم - بناى عمارت